در غروب تنهای دلم با ياد تو نشسته ام و به غروب زيبای خورشيد می نگرم تا چشمان تو را در افق بيکران دلم نظاره گر باشم و در شب به ستارگان می نگرم تا برق چشمانت را به خاطر آرم من به موجهای دریا مينگرم تا طنينی از صدای تو را در گوش خود بشنوم
تبكي الطيور پرندگان گريه مي کنند تذبل زهور گلها پژمرده ميشوند ترحل شموس خورشيد بي فروغ مي شود و يبقى ظلام و تاريکي همه جا رافرا مي گيرد ضاع الكلام تمام حرفها گم مي شود والله حرام به خدا گناهدارد قدر ينسى و عيونه تنام روزگار دردها را فراموش مي کند و با آسودگي بهخواب مي رود
يا لي اسرني هجرني ليه ای کسیکه من را مجذوب خود کرده ای , برای چه من رارها کرده ای انت فكرني ولا ايه به من فکر می کنی یا نه قول يا حبيبي وصرحني حبيبي به من بگو و حرف دلت را بزن عزیزم ريحني من الي انا فيه و من را از این بی قراری نجات بده
اه غايب و فيتني آ ه از من دور شده ای و من را به حال خود رها کردهای اه بناديك و لا جتني آه اسم تو را صدا می زنم ولیکن پیش من نمی آیی امتى بقى لروحي ترجعني کی دوباره به من زندگی می بخشی
بهاءالدين محمد عاملي مشهور به شيخ بهايي (1030-953 ه.ق) يکي از بزرگان اسلام است. نبوغ او چند جانبه بوده است. در سيزده سالگي همراه پدر به ايران آمد. در خراسان تحصيل کرد و در اندک مدتي چندان پيش رفت که به صورت که به صورت يک چهره بارز درآمد و يکي از مشهورترين مردان دوره احياي صفوي شد.
استاد سيد محمد حسين بهجت تبريزي (شهريار) در سال ۱۲۸۵ هجري شمس در سال ۱۲۸۵ هجري شمسي در روستاي خشکاب در بخش قره چمن آذربايجان متولد شد. پدرش حاجي مير آقا خشکنابي و از وکلاي مبرز و مردي فاضل و خوش محاوره و از خوش نويسان دوره خود و با اينان و کريم الطبع بود.
جامي شاعر; اديب و عارف ايراني; مشهورترين شاعر پارسي گوي سده نهم هجري است. پدرش از دشت (حوالي اصفهان) به هرات مهاجرت کرد و عبدالرحمان در 817 ه.ق در خرجرد جام تولد يافت. مدتي دشتي تخلص مي کرد و سپس به مناسبت مولد خود و به سبب ارادتي که به شيخ جام داشت تخلص جامي را برگزيد. در هرات و سمرقند علوم رسمي را تحصيل کرده و در آغاز جواني با بزرگان فرقه نقشبنديه آشنا شد و دست ارادت به دامان سعدالدين محمد کاشغري و سپس ناصرالبدين عبيدالله معروف به خواجه احرار زد و در طريق تصوف سير و سلوک کرد و از بزرگان فرقه مذکور گرديد.
پروين اعتصامى در سال 1285 هجرى شمسى در خانواده اى دانش پرور و اهل قلم به دنيا آمد . در دوران کودکي، زبان هاى فارسى و عربى را زير نظر معلمين خصوصى در منزل و زبان انگليسى را در مدرسه آمريکاييها فراگرفت.
ذوق سرشار و وجدان بيدار پروين با آشناييش به فنون ادب درهم آميخت و وى را در زمان حيات کوتاه خود به جايگاه بلندى رساند.
ديوان پروين ، شامل 248 قطعه شعر مى باشد که 65 قطعه از آن به صورت مناظره مى باشد، که به شيوه اى هنرمندانه به پند و اندرز و شرح پريشانى مستمندان و انتقاد از عالمان بى عمل مى باشد
پیغام گیر حافظ : رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور! تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور! بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور !